بنیادهای فلسفی و تاریخی علم روانشناسی (بخش ۱)
«در دههی ۱۸۷۰ علم نوین روانشناسی هویت متمایز خود را آشکار کرد، اما همچنان درگیر مسائلی بود که نسلهای متوالی از دانشپژوهان مشغول کاوش در آنها بودند. تصور ما این است که مطالعهی تاریخ روانشناسی معنادارتر خواهد شد اگر که شما با مضامین و مسائل دیرینهای که برای این رشته چالشبرانگیز بوده است آگاه شوید...
معرفتشناسی
واژهی «معرفتشناسی» برگرفته از واژهی یونانی «اپیستمه» ("episteme") بهمعنای دانستن یا فهمیدن است. معرفتشناسی شاخهای از فلسفه است که به نظریههای معرفت [دانش] میپردازد. چنانکه شما نیز ممکن است حدس زده باشید، روانشناسان یک کنجکاوی دیرینه دربارهی مسائل معرفتشناختی داشتهاند. برای مثال، ژان پیاژه (1980-1896) ابتدا در جانورشناسی تعلیم دید، اما شهرتش بهسبب مطالعاتش در رشد شناخت بشری بود. او خود را یک جانورشناس یا روانشناس نمیدانست، بلکه خود را محصل معرفتشناسی ژنتیک [تکوینی] قلمداد میکرد. معرفتشناسی ژنتیک مطالعهی راههای حل مسئله توسط ما بهمثابهی کارکردی از سطح شناختیمان است. پیاژه در مقام یک معرفتشناس ژنتیک نشان داد که فهم ما از جهان و راههای حل مسائل توسط ما با بالغشدنمان متحول میگردد».
منبع:
King D. Bret & Woody William Douglas& Viney Waymne, A History of Psychology; Ideas and Context (5th ed), Pearson, 2016, p. 15.
کلمات کلیدی: روانشناسی، فلسفه، معرفتشناسی